نخستین وبینار ملی گفتگوهای دانشگاهی «بیماری کرونا و مسأله بازگشایی دانشگاه» برگزار شد

۲۰ دی ۱۴۰۰ | ۰۸:۴۰ کد : ۶۶۱۹۰ اخبار دانشگاه
تعداد بازدید:۴۵
نخستین وبینار ملی گفتگوهای دانشگاهی «بیماری کرونا و مسأله بازگشایی دانشگاه» با حضور دکتر تقی آزاد ارمکی عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه تهران و دکتر حسن رخ­شاد عضو هیات علمی علوم پزشکی دانشگاه گیلان در تاریخ ۱۴ دی ماه ۱۴۰۰ به­ صورت مجازی در فضای اسکای روم توسط معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه گیلان برگزار گردید.
نخستین وبینار ملی گفتگوهای دانشگاهی «بیماری کرونا و مسأله بازگشایی دانشگاه» برگزار شد

به گزارش خبرنگار فرهنگی دانشگاه گیلان، در ابتدا دکتر علی یعقوبی عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه گیلان و دبیر نشست مزبور در خصوص مسأله بازگشایی دانشگاه­ مطالبی بیان کردند. از نظر ایشان، بازگشایی دانشگاه در طی دو سال اخیر چالشی را در میان مسئولین، خانواده ­ها و دانشجویان ایجاد کرده است. سؤال اصلی که مطرح می ­شود این است که آیا باید دانشگاه ­ها باز شود و فعالیت خود را ادامه دهد یا همچنان بسته بماند؟

دکتر یعقوبی اشاره کرد، بیماری کرونا اضطرابی را در بین همۀ مردم ایجاد کرده و مسأله بازگشایی دانشگاه برای افراد مختلف به اشکال متفاوتی بازنما می ­شود. این برساخت بازگشایی دانشگاه موجب شده تا مسئولین چند بار تصمیم بگیرند دانشگاه ­ها را باز نمایند اما از سویی، مقاومت­ هایی در بین دانشجویان و خانواده­ هایشان به ­وجود آمده که بسی جای تأمل دارد. به ­همین خاطر نیاز به گفتگو در این خصوص داریم. گفتگو در این باره که چطور می­ شود دانشگاه­ها را باز کرد؟ به قول ویتکنشتاین فیلسوف اتریشی: توصیف یک امر، اجرای یک امر است. همین که ما درباره این موضوع گفتگو می ­کنیم به معنایی داریم مسأله بازگشایی دانشگاه ها را اجرا می­ کنیم.

سپس نوبت به خانم فاطمه شفیعی، دبیر شورای صنفی دانشجویی دانشگاه گیلان رسید وی گفت: با توجه به این­که بسیاری از رشته ­ها دروس عملی و کارگاهی دارند، دانشجویان تمایل زیادی به بازگشایی دانشگاه نشان می­ دهند تا بتوانند در کلاس­ها از امکانات دانشگاهی بهره ببرند و صرفأ آزمایشگاه­ ها و کارگاه­ ها به این صورت نباشد که در بستر فضای مجازی ارائه شود. در عین حال دانشجویان و خانواده­ های آنها دغدغه­ هایی برایشان وجود دارد. دغدغه­ هایی همچون خوابگاه، تغذیه، رفت­ و­آمد دانشجویان بومی و ... .

شفیعی گفت: طبیعتأ همه دانشجویان از شرایط مجازی خسته شده و حتی دانشجویان ورودی دو سال است که اصلأ دانشگاه را ندیده ­اند. آنها مدت­ها در دبیرستان تلاش می­ کنند تا موفق شوند و به یک دانشگاه خوب راه پیدا کنند. بنابراین انتظار دارند که در دانشگاه حضور یابند و از شرایطی که در دانشگاه مهیا است استفاده کنند، اما با توجه به این­که فوتی ­های کرونا در طی چند مدت اخیر کمتر شده ولی هم­چنان سویه دیگری از کرونا به نام اُمیکرون آمده و نگرانی­ ها به قوت خود باقیست. از طرفی اینکه دانشگاه حضوری شود برای دانشجویان اهمیت زیادی دارد. نظر دانشجویان اغلب با توجه به چیزهایی که از آنها شنیده ­ام این است که حداقل تحصیلات تکمیلی به­ صورت کامل بتوانند به دانشگاه بیایند و حضور داشته باشند. دانشجویان کارشناسی، آن رشته ­هایی که بیشتر بُعد عملی دارند و ورودی ­های 97، 98 هستند با نظر به اینکه دروس تخصصی خود را می­ گذرانند، به صورت حضوری باشد تا بتوانند کارهایشان را انجام دهند.

دبیر شورای صنفی دانشجویی دانشگاه گیلان افزود: گذراندن دروس تخصصی و آزمایشگاهی به­ شکل مجازی کار دشواری است و کیفیت علم را پایین می­ آورد. ضمن اینکه در همه مناطق کیفیت اینترنت به یک صورت نیست و دانشجویان برای شرکت در کلاس­ها دچار مشکل می­ شوند. بنابراین با توجه به اینکه مدت زمان زیادی از آموزش مجازی گذشته، بسیاری از دانشجویان تمایل دارند کلاس­ها به­ صورت حضوری برگزار گردد و در عین حال دغدغه ­هایی برای سکونت، تغذیه و حمل­ و­ نقل دارند که همه این­ها باید در نظر گرفته شود تا دانشجویان با یک شرایط مناسب بتوانند در دانشگاه حاضر شوند و آن­طور که باید از خودشان مراقبت کنند، زیرا کرونا هنوز کاملأ از بین نرفته و نگرانی ­ها برای این موضوع وجود دارد. نکته دیگری که در خصوص بازگشایی دانشگاه وجود دارد و برای دانشجویان حائز اهمیت است، این است که قبل از شروع ترم برنامه ­ریزی­ ها صورت گیرد و دانشگاه حضوری شود نه اینکه در اواسط ترم یا بازه امتحانات، دانشگاه ­ها باز شود چون شرایط آمدن از سایر استان­ها و اسکان خوابگاه و تهیه محل سکونت سخت است. بنابراین اگر قرار بر تصمیم قطعی حضوری شدن است، قبل از شروع ترم این کار انجام شود، در غیر این­صورت دانشجویان هم باید دغدغه درس خواندن داشته باشند و هم دغدغه اسکان.  

در ادامه دکترحسن  رخ­شاد، مدیر گروه پیشگیری از بیماری­های واگیر و غیرواگیر دانشگاه علوم پزشکی گیلان با بیان اینکه بحث بازگشایی دانشگاه ­ها چالش بسیار سختی است، اظهار داشت که قبل از پاسخ بله یا خیر به این قضیه، ضرورت می­ دانم درباره جایگاه واکسیناسیون یا درصد پوشش واکسیناسیون و وضعیت سویه اُمیکرون که در حال حاضر در کشور حدوداً 250 مورد مثبت داریم و این عدد در واقع خیلی بیشتر از آنی هست که فکر می­ کنیم، صحبت کنم.

دکتر رخ­شاد بیان کرد، واقعیت امر اینست که پوشش واکسیناسیون ما تا تاریخ 10ام دی ماه، نوبت اول 88% است، نوبت دوم 77% و نوبت سوم 11% است. اگر این موضوع را در کنار کشور انگلیس که پوشش نوبت سوم آن حدود 50% بود و حالا دچار سونامی امیکرون شد و روزانه 250000 مورد مثبت داشتند، در این باره می­ توانیم بگوییم ما در معرض خطر جدی امیکرون هستیم و شاید امیکرون واقعآ وارد کشور شده و چون ما تست­ هایی که برای امیکرون انجام می ­دهیم به علت اینکه داشتن محدود این تست بعد از پی.سی.آر رو تست می­ کنیم و مهم­تر اینکه خود امیکرون کاملأ شبیه علائم سرماخوردگی است، بسیاری از مردم به­ سبب علائم سرماخوردگی مراجعه نمی­ کنند. بنابراین عقیده من این هست، علی­رغم اینکه بستری­ های کشوری زیر 2 رقم است و بستری استان ما هم حدودأ کمتر از 30، 40 تا در روز است، به­ نظر می­ آید امیکرون وارد کشور شد یعنی ما باید بپذیریم هر فردی که سرما خورده است امیکرون می ­باشد و لاغیر.

وی در ادامه افزود: کرونا دارد به سوی چیزی شبیه سرماخوردگی می­ رود. ما در کشور انتظار داشتیم که موج ششم در پاییز اتفاق بیفتد چون موج پنجم شاید یک ماه بود که تمام شده بود و ما علی­رغم اینکه همه بیولوژیست­ ها انتظار داشتند که موج ششم رخ بدهد اتفاق نیفتاد و این به یمن واکسیناسیون گروهی بود که به اوج خود رسید و مردم بخش زیادی از آنها واکسینه شده ­اند.   

دکتر رخ­شاد تاکید کرد: در هر صورت من می­ خواهم به این جمع ­بندی برسم که بازگشایی مدارس و دانشگاه­ها را منوط به واکسیناسیون بگذاریم. متأسفانه در ستاد کرونا که بحث مدارس پیش آمد، وزارت بهداشت بخشنامه کرده بود که حتماً حضور دانش ­آموزان در صورتی­ که واکسیناسیون نشدند تست پی.سی.آر هر سه روز باشد. اگر نوبت اول واکسن را زده­ اند تا رسیدن به نوبت دوم هر هفته تست پی.سی. آر منفی بیاورند که این هفته گذشته متأسفانه لغو شد و هیچ منعی و عامل جلوگیری برای حضور دانش ­آموزان که واکسن نزدند و معلوم نیست مبتلا نشدن وجود ندارد و این بسیار نگران­ کننده است. یعنی به ­نظرم دانشگاه هم باید به سویی برود که حضور دانشجو با زدن واکسن نوبت سوم باشد، در این صورت کار خیلی راحت ­تر و بهتر است. ما می­ دانیم که امکانات دانشگاه­ها در دسترسی به رعایت پروتکل ­های بهداشتی مخصوصأ خوابگاه ­ها رعایت نمی­ شود و فکر می­ کنم تنها راهی که باید از آن استفاده کنیم بحث واکسیناسیون نوبت سه است. نوبت سوم باید تا پایان فروردین ماه به بالای 80% و نوبت دوم به 100% برسد. مسأله دیگر بحث پروتکل­ های اجتماعی است که باید به 80% برسد ولی متأسفانه در حال حاضر بین 40 تا 45 درصد است، در برخی اصناف حتی این درصد پایین ­تر نیز است. من موافق بازگشایی دانشگاه­ها هستم در زمانی­که ما بتوانیم دانشجوهایی را وارد دانشگاه کنیم که نوبت سوم واکسیناسیون را حتماً زده باشند و بحث پروتکل­ های اجتماعی زدن ماسک هم به­ طور جد رعایت شود. 

در ادامه بحث از دیدگاه دانشجویی و پزشکی وارد ساحت جامعه ­شناختی می ­شویم و به دیدگاه دکتر آزاد ارمکی نائب رئیس انجمن جامعه ­شناسی ایران درخصوص قضیه بازگشایی دانشگاه ­ها و دیدگاه ­های متفاوت و متناقضی که دیده می­ شود می ­پردازیم.

در انتها دکتر تقی آزاد ارمکی نائب رئیس انجمن جامعه­ شناسی ایران و عضو هیات علمی دانشگاه تهران گفت: یک سؤال سازمانی وجو دارد این است که آیا باید دانشگاه را باز کنیم در شرایط موجود یا دانشگاه هم­چنان بسته بماند؟

در جواب می توان گفت، یک پاسخ، پاسخ حکومتی است، در واقع پاسخ امنیتی و سیاسی است. یک پاسخ، پاسخ پزشکی است که دکتر رخ­­شاد بر این بحث متمرکز شدن و یک پاسخ اجتماعی است و پاسخ دیگر هم از درون نظام دانشگاهی است. چون این پدیده وجوه متعدد دارد ما نمی­ توانیم با یک پاسخ و یک سیاست با آن برخورد کنیم. هر کدام از این­ها را یک جانبه نگاه کنیم، وجوه دیگرش بروز می­ کند و می­ تواند حادثه ­ساز باشد. پس ما باید با توجه به مجموعه این ابعاد یک تصمیمی را در کشور بگیریم و آن هم درست باز شدن دانشگاه در شرایط بعد از کروناست.

دکتر آزاد ارمکی اشاره داشت، دانشگاه قبل از کرونا چند مسیر متوازی و بعضأ متداخل را دنبال می کرد که شرایط کرونایی اثراتی بر آن گذاشت. یکی مسیر بوروکراتیک دانشگاه بود که فی­ الواقع یک جایی بود برای آمدن آدم­ها و یک سری مشغول کار بودند. یک دوره ­ای را طی می­ کردند و یک نهاد تقریبأ به ­شکل سازمانی و بخشی از نظام اداری مثل بسیاری از واحدهای دیگر که در کشور وجود داشت و بخش مهمی از جامعه هم در آنجا سرگرم بودند و وقتشان را می­ گذراندند و چیزی می­ آموختند و یاد می ­دادند. به ­لحاظ دانشی، دانشگاه در فرایند یک نوع بوروکراتیزه شدن علم عمل می­ کرد تا به ­زعم من در مقابل و در کنار چیزی به نام تولید دانش اساتید ما، همکاران ما در دانشگاه داشتن عمل می ­کردند. به ­همین دلیل ما به دنبال این بودیم که فرد دیپلم را تحویل بگیریم و دکتری تحویل می­ دادیم یا فوق­ لیسانس و لیسانس.  به عبارت دیگر علم را بوروکراتیک می­ کردیم تا اینکه فی­ الواقع تا ساحت دانشمندی عمل کنیم. یک وجه نحیف دانشگاه هم در ساحت تولید دانش و نظریه و تولید معرفت عمل می­ کرد ولی وجه غالبش بوروکراتیک حوزه علم بود. در سطح دانشجویی، بخش دانشجویی دانشگاه ما یک عرصه عمومی شکل گرفته بود در دانشگاه که خیلی در همه مسائل کشور حساس بودند. دانشجویان با گرایش ­های سیاسی و فکری متفاوت، هر کسی یک مسئله ­ای را در جامعه ایرانی گرفته بود و در دانشگاه بازنمایی می­ کرد. مانند فقر، عدالت، نابرابری، فساد و جهانی شدن، که این برمی­ گشت به گروه ­های سیاسی و گروه ­های متفاوتی با علایق متفاوت. دانشگاه فی­ الواقع تبدیل به بخش عمده ­ای از حوزه عمومی شده بود که نتایجی در برداشت که یکی وجه روشنگرانه دانشگاهی را تقویت می­ کرد، یعنی دانشجویان عموماً انتظار از اساتید کنش روشنگرانه داشتن، کنش سیاسی داشتن، کنش مشارکت­ طلبانه برای حل این مسائل داشتن. البته برخی دانشجویان آمده بودند تا مدرک بگیرند و بروند ولی فضای عمومی دانشگاه و فضای دانشجویی بود که این وقتی ضرب می­ خورد با پدیده دیگری به­ نام آرمان­ گرایی و آرمان­ خواهی دانشجویی، یک خیال­ پردازی رادیکال را در دانشگاه ایجاد کرده بود؛ یعنی حوزه عمومی که وجه دانشجوییش همه امور کشور در آنجا مطرح بود از طریق گروه ­ها و بعد هم فشاری به بدنه نهادی و سازمانی دانشگاه می ­آورد و دعوت می ­کرد از دانشجو و اساتید که وارد این عرصه شوند تا اینکه نقد حوزه دانشگاه در آن شکل گرفته بود و در عین حال یک خیال­ پردازی عجیبی در دانشگاه به­ وجود آمد که مثلاً محصول دانشجویان ما یا همان تولید مدرک یا کسانی­که رادیکال یا کنش­گران اجتماعی و سیاسی. ما این دو گانه را تولید می­ کردیم مثلاً در علوم اجتماعی ایران سعی می­ کردیم بیشتر کنش­گر تولید کنیم تا اندیش­گر و اندیشمند و همین خودش دردسرهای عمده ­ای برای نظام سیاسی، نظام اجتماعی، نظام فرهنگی و نظام خانوادگی ایجاد کرده ­بود.

دکتر آزاد ارمکی گفت: ما این مسیر را در دانشگاه طی می­ کردیم که اگر کرونا نبود می­ توانست به یک بحران­ هایی برسد و دقیقآ عبور از بحران­ها را فراهم کند ولی کرونا همه این بازی و اتفاقات را تعطیل کرد یعنی اساتید را به داخل خانه ­ها فرستاد، دانشجویان را راهی محلاتشان کرد و بعد همه نهادها و عناصری که با آن فضای عمومی دانشگاه را می­ ساختند تعطیل کرد. حتی فضای مجازی که در سایه کرونا شکل گرفت و یک سرمایه برای ایران شد که اگر ما می ­خواستیم فضای مجازی را تقویت کنیم در جامعه باید سه الی چهار تا انقلاب اجتماعی صورت می ­گرفت که همه آدم­ها بتوانند به فضای مجازی دسترسی پیدا کنند. در واقع الان فضای مجازی غالب زیست­ جمعی جامعه ایرانی شده است. با اینکه فضای مجازی شکل گرفته ولی باز آن­چه در جامعه دانشگاهی شکل گرفته بود دچار ویرانی شد و نتوانست جهان بازتولیدش کند و آن را سروسامان دهد.

سؤال: چه اتفاقی در کل جامعه ایرانی افتاد؟

دکتر آزاد ارمکی در پاسخ به سؤالی که مطرح کرد، گفت: یکی از چیزهایی که در فضا و شرایط کرونایی و کل نظام اجتماعی اتفاق افتاد، مجازی شدن جامعه است و وجه غالب ساحت مجازی بر جامعه است و آن حکم­ران اصلی فرهنگ، سیاست، اقتصاد و... برای مثال دی­جی کالا را نگاه کنید، خرید و فروش ­ها را ببینید، آمدن و رفتن­ ها.

اتفاق دوم چیزی که در دوره کرونا به آن دچار شدیم جدایی­ گزینی. به ­نام فاصله­ گذاری اجتماعی، جدایی­ گزینی را در دستور کار خود قرار دادیم. ما مردمانی بودیم که تحت فشار سنت­ های اجتماعی مجبور بودیم همدیگر را ببینیم. کرونا این را دچار شکاف کرد. البته در مرحله اول مسأله این بود که فاصله ­گذاری اجتماعی اتفاق بیفتد اما جدا افتادگی اجتماعی اتفاق افتاد. پیران از جوانان، جوانان از جوانان و جوانان از خودشان و... که ما این گرفتاری ­ها را داشتیم که یک جاهایی همان مراسم گرایی ایرانی این را ترمیم کرده ولی اساساً این جدایی­ گزینی اجتماعی که جدایی مکانی، جدایی اجتماعی را داشت چند نتیجه به همراه داشت. اول موجب ظهور چیزی به ­نام تنهایی شد. دل­مرده ­شدن و تنهاشدن. مثلاً استاد حیاتش در ارتباط با دانشجوست بنابراین اساتید دل­مرده شدند.

دانشجو در دانشگاه باید باشد و جان بگیرد و بتواند فردا انرژی خود را در سیستم اجتماعی قید کند ولی دچار دل­مردگی شده­ اند در واقع آن تنهایی به دل­مردگی رسیده. تنهایی که به سرعت می ­توانست به ظهور فرد مدرن بیانجامد به یک دل­مردگی رسیده و یک مفهومی تولید شده به­نام غریبگی. ما داریم به سمتی می­رویم که جامعه ما مجموع آدم­های غریبه می­ شوند تا مجموع آشنا. این غریبگی می ­تواند ضرب در تنهایی و انزواطلبی شود و برای ما بحران­ های مهم انسانی فراهم کند.  

نکته دیگری که اتفاق افتاد، غلبه شبکه­ های سازمان ­های رسمی بر سازمان ­ها و نهادهای غیررسمی است و دولت مسلط­ تر شده بر نظام اجتماعی ایران. بعضی از نهادها قدرت بیشتری پیدا کردند. همه این موارد بیان شد تا بگویم ما با یک شرایط جدیدی در دوران کرونا مواجه ­ایم که خودمان نمی ­دانیم چه بر سرمان آمده است و باید یک دوره تاریخی طی بشود تا متوجه شویم چه اتفاقی افتاده است. به همین خاطر می­ گوییم کرونا انقلاب نبود ولی اثرات انقلاب را در ایران ایجاد کرده است، انقلاب از نوع انقلاب اجتماعی و انقلاب فرهنگی. حالا ما می­ خواهیم پایانش را اعلام کنیم ولی نمی ­توانیم و نمی­ دانیم بعد می­ خواهیم نهادهایمان را، سازمان­ها را سروسامان دهیم و فکر می­ کنیم بازگشت به دیروز باید کنیم ولی اختلالات آن وجود دارد.

سؤال: حالا با توجه به شرایطی که اتفاق افتاد می­دانید در عرصه دانشگاه چه پیش آورد؟ و در دانشگاه چه اتفاقی افتاده است؟

کرونا موجب شد دانشگاه از آن ساحت آغازینی که عرض کردم خارج شود و ما نمی­ توانیم دانشگاه را به حالت قبلش برگردانیم. ما در شرایط کنونی باید سخن از دانشگاه جدید، دانشجوی جدید، استاد جدید و زیست جدید بزنیم. بنابراین گشایش دانشگاه یک ضرورت است ولی می­شود به اختیار گذاشت.

این نشست علمی با پرسش و پاسخ حاضران با اساتید دانشگاه به پایان رسید.


نظر شما :