عقلانیت در اجتماعات دانشجویی

دکتر مهدی خلیلی

۲۹ دی ۱۳۹۷ | ۰۹:۲۹ کد : ۴۴۹۱۵ یادداشت
تعداد بازدید:۱۸۲۵
دکتر مهدی خلیلی

ابونصر فارابی بزرگ‌فیلسوف تاریخ تمدن ایرانی- اسلامی در بحث از سعادت، در کنار مؤلفه‌ها و عواملی که بر می‌شمارد و نقش هرکدام را در رسیدن هر فرد به سعادت توضیح می‌دهد، بر مولفه‌ای متمایز انگشت تاکید می‌گذارد که بیش از اینکه جنبه‌ای شخصی- فردی داشته باشد، وجهی جمع‌گرایانه و ناظر بر اجتماع‌پذیری و گرایش فطری انسان به اجتماعی بودن دارد. از نظر فارابی، آنچه که سرنوشت انسان را در نیل به سعادت تحت تأثیر قرار می‌دهد، مشارکت اجتماعی‌ست. در واقع از منظر این فیلسوف، سعادت حقیقی زمانی برای فرد حاصل می‌شود که در او ملکه خیر شکل‌گیرد و ملکه خیر زمانی در انسان بوجود می‌آید که افعال خیر انجام دهد و انجام افعال خیر نیز زمانی برای فرد میسر است که اینگونه افعال در جامعه رواج یابد و این امر نیز مستلزم اراده جمعی و نظام سیاسی حاکم است. بنابراین افراد طالب سعادت نیز ملزم به تشکیل جامعه و گروه‌های اجتماعی می‌باشند. [i]

بر اساس چنین رهیافتی به مسئله‌ی اجتماع و نیز پیوند آن با مسئله‌ی سعادت، می‌توان اهمیت و ارزش اجتماعات در گستره‌ی اجتماعی به صورت اعم و نیز اجتماعات دانشجویی به شکل اخص را دریافت. اگر در مقام تعریف و تحدید مفهومی، اجتماعات دانشجویی گروه‌هایی در نظر گرفته شوند که همزمان در درون دو کلیت یا نظام اجتماعی با عنوان نهاد دانشگاه و نظام اجتماعی در پیوند و کنش‌گری و درهم‌تنیدگی همزمان به سر می‌برند، بنابراین می‌توان اذعان نمود که اجتماعات دانشجویی (در تمامی فرم‌ها و قالب‌ها و ویژگی‌های آن به شکل اعم) دارای دو سطح کارکرد در سطوح نظام‌های اجتماعی می‌باشند‌. اول: سطح دانشگاه و بعد از آن در سطح جامعه. [ii] از منظر مصداقی نیز می‌توان هر نوع اجتماع و تشکل دانشجویی در درون دانشگاه را در ذیل مفهوم اجتماعات دانشجویی گنجاند. به عنوان نمونه انجمن‌های علمی و کانون‌های فرهنگی و هنری دانشجویان با تمامی دایره تنوع و تکثر آن‌ها، دفتر تحکیم وحدت و تشکل‌هایی از این دست را می‌توان نام برد.

بنابراین اجتماعات و تشکل‌های دانشجویی، از یک طرف می‌توانند دارای کارکردهایی در دورن نهاد دانشگاه و مربوط به آن باشند و از طرف دیگر به کل نظام اجتماعی و خرده سیستم‌های داخل آن مرتبط گردند. در عین حال، آنچه به تمامی این کنش‌گری‌ها در اجتماعات دانشجویی رنگ و بوی متمایزی می‌بخشد و همزمان خط تفارقی میان آن با دیگر اجتماعات در بدنه‌ی جامعه می‌کشد، وجه انتقادی کنشگری دانشجو در پیوند با این نهادهاست. [iii] حضور انتقادی دانشجوست که همزمان، پای مفهوم عقلانیت را به مثابه مهم‌ترین و متمایز‌ترین خصیصه دانشجو در قیاس با طیف‌های اجتماعی باز می‌کند. آنچه که در این میان، مسئله‌ی اجتماعات دانشجویی را با مفهوم عقلانیت (با در نظر داشتن دامنه‌ی بسیار بسط و متکثر این مفهوم در مقام تعریف) [iv] پیوند می‌دهد، وجهی از عقلانیت است که در دو بعد نظری و عملی، دانشجو را همزمان، هم به نیروی استدلال و استقراء و دیگر فنون مندرج در عقلانیت نظری مسلح می‌سازد و هم در عین حال، وی را واجد شرایطی می‌سازد که در مقام و موقعیتی نسبتاً متمایزتر، عقلانیت عملی (یعنی وجهی از عقلانیت که با سنجش رفتارها و اعمال در ارتباط است) را تقویت و از آن در جهت ساخت زیست‌جهانی بهتر بهره‌مند می‌سازد. [v]

از سویی وقتی پرسش از چیستی، چگونگی و چرایی کنش داوطلبانه ( Voluntary action ) دانشجویی داریم، دقیقاً به وجوه عقلانی آن نظر داشته‌ایم. اینکه ماهیت این کنش داوطلبانه بر اساس فعالیت کار گروهی و جمعی و اساساً با رویکردی خیرخواهانه ( charity ) چه فردی و چه اجتماعی انجام می‌شود، صحبت از چیستی آن شده است. وقتی این فعالیت‌ها در یک چارچوب و یک قائده مشخص و نظام‌مند (آئین نامه مصوب) و با تلاش برای تحقق یک هدف خاص صورت می‌گیرد، از چگونگی آن صحبت کرده‌ایم. چرایی این کنش‌های جمعی و داوطلبانه نیز ناظر بر توانمندسازی و تقویت مهارت‌های اجتماعی از یک سو و نگاه فرابخشی به مسائل اجتماعی دانشگاه و جامعه و کمک به ارائه راهکار و کمک به حل موانع و مشکلات آن، از سوی دیگر می‌باشد. اگر بخواهیم عقلانیت در اجتماعات دانشجویی را در یک شمایی کلی و از منظر کلان نظر کنیم، مانند فردی می‌ماند که در بالای کوهی ایستاده و حرکت رودخانه‌ای را در پای آن به نظاره نشسته است. مبدا حرکت رودخانه چیست، چگونه جریان دارد (موتور محرک آن کدام است) و به کجا می‌رود؟ از این منظر جریان دانشجویی، مانند رودخانه‌ای در حرکت است که روح حرکت جمعی در کنه و خوف آن وجود داشته و به مقصد خاصی رهسپار است.

فارغ از این وجوه تئوریک، چرایی شکل گرفتن اجتماعات دانشجویی و اهداف و غایاتی که در پس این کنش‌گری‌های اجتماعی در درون نهاد دانشگاه و از جانب دانشجویان وجود دارد، به عنوان پرسش‌های جدی‌تری رخ می‌نمایاند که دارای اهمیت‌اند. در پاسخ به این پرسش که اجتماعات دانشجویی (در کلیت آن‌ها) چرا و چگونه شکل می‌گیرند، می‌توان مولفه‌هایی را به عنوان پاسخ برشمرد که در شکل‌گیری چنین اجتماعاتی دخیل و موثرند. به عنوان نمونه، کارکرد این اجتماعات به عنوان بستری برای ایجاد ارتباط [vi] هویت‌یابی [vii] احساس نیاز به اثربخشی و تأثیرگذاری [viii] نیاز به کسب شهرت و تأیید اجتماعی [ix] و تحقق روحیات انتقادی و آرمانی‌ [x] و مولفه‌هایی از این دست.

در میان تمامی تشکل‌ها و اجتماعات دانشجویی برخی فعالیت‌های آزادانه، داوطلبانه، نیازمند به همکاری جمعی، دارای اساس‌نامه‌ها و قوانین مرتبط دیگر قرار دارند که در قیاس با تشکل‌هایی مانند انجمن‌های علمی و بسیج دانشجویی و دفاتر تحکیم وحدت و امثال این اجتماعات، از کارکردها و رویکردهای نسبتاً متمایزتری برخوردارند که بیش از اینکه صبغه ایدئولوژیک، سیاسی و علمی داشته باشند، ناظر بر برخی دیگر از کنش‌های جمعی - دانشجویی‌ست که در درون خود نظامی از رفتارها، رویکردها، ایده‌ها و دستورالعمل‌ها را می‌گنجاند و از منظر تلاش برای عقلانی‌تر کردن، اجتماعی‌تر نمودن، تقویت وجوه مشارکتی و همکاری جمعی دانشجویان، آماده ساختن آن‌ها به منظور مشارکت بیشتر در درون ساختار اجتماعی و مولفه‌هایی از این دست نیز قابل توجه و تامل‌اند. به عنوان نمونه در ذیل کانون‌های فرهنگی، هنری، دینی و اجتماعی؛ فعالیت‌هایی در زمینه‌های فیلم و عکس، موسیقی، قرآن و عترت، تئاتر، هلال احمر، ایران شناسی و گردی، صنایع دستی، فرهنگ و اندیشه، آسیب‌های اجتماعی و محیط زیست و....را می‌توان نام برد.

این دست از اجتماعات دانشجویی را در ذیل فعالیت‌های کانون‌های فرهنگی و اجتماعی گنجانده‌اند. رشد سریع کانون‌های فرهنگی در دانشگاه‌ها و اهمیت آ‌ن‌ها در افزایش قابلیت‌ها و توانمندی‌های ارتباطی دانشجویان همواره در زمره‌ی مهم‌ترین موضوعاتی بوده که توجه محققین پژوهشگران این حوزه را به خود معطوف ساخته است. [xi]

آنچه که از منظر کارکردی، رویکردهای این تشکل‌ها و اجتماعات را با دیگر تشکل‌های دانشجویی متمایز می‌سازد پیوندی‌ست که این فعالیت‌های کانونی با دیگر مراکز، نهادها، سازمان‌ها و تشکل‌های دولتی و غیر دولتی و غیر دانشگاهی در بیرون از نهاد دانشگاه برقرار می‌سازند. در واقع، علاوه بر آنچه که می‌توان از آن با عنوان تقویت سرمایه‌ی اجتماعی دانشجویان هنگام کنش‌گری در این اجتماعات نام برد، وجه دیگر و البته مهم‌تر از این کنشگری را می‌توان در همین پیوندی مشاهده کرد که از طریق همین نهادهای فرهنگی با بیرون از فضای دانشگاه برقرار خواهد شد. بدیهی‌ست که نحوه و چگونگی این ارتباط، ارائه‌ی ایده‌ها، راه‌کارها، خلاقیت و به کاربردن تئوری‌های نو و عواملی از این دست از طریق دانشجو می‌تواند در بدنه‌ی این مراکز و تشکل‌های بیرون از دانشگاه تزریق گردد و نه تنها دانشجو و تجارب اندوخته‌ی وی در زمینه‌ی کار جمعی و سرمایه‌ی اجتماعی را به کار گیرد، بلکه همزمان رونقی نیز به حوزه‌های مربوطه در خارج از دانشگاه ببخشد. این مسئله در واقع مهم‌ترین و بنیادی‌ترین کارکرد این نهادهای فرهنگی‌ست و در غیر این صورت فعالیت و کنش‌گری و تجارب و اندوخته‌های آنان در محیطی بسته‌تر باقی مانده و ایده‌های نو و راه‌حل‌های احتمالی آنان در برخی حوزها، عملاً کم استفاده و احیاناً بی‌بهره خواهد ماند.

نکته دیگر اینکه همین نگاه فراسازمانی در راستای مسئولیت اجتماعی و توسعه شبکه ارتباطی در اجتماعات دانشجویی، زمانی محکم‌تر و موثر‌تر خواهد بود که توان افزایی، ظرفیت سازی، اعتماد سازی و سایر مهمات سرمایه اجتماعی، از طریق ارتقاء فرهنگ و ادبیات گفتگو در میان این اجتماعات دانشجویی تقویت و بعضاً مورد بازاندیشی قرار گیرد. آنگاه است که نه تنها در مقام نظر، بلکه در عمل نیز عقلانیت در این اجتماعات صیرورت داشته و افق‌هایی را به عنوان فرصت برای بدنه دانشجویی و تشکیلاتی آن در فضای آکادمیک و سپس در سطح کلان جامعه، بازآفرینی خواهد کرد.

 


[i] . فارابی، ابو نصر، احصاء العلوم، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، ص ۱۰۷

[ii] . ابوالحسنی، رحیم، ۱۳۸۸، کارکردهای تشکل دانشجویی، مجله سیاست، زمستان،، ص ۶

[iii] . کریمیان، علیرضا‌، ۱۳۸۱‌، جنبش دانشجویی در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی‌، ص ۱۸- ۱۷

[iv] . بهمن پور، محمدحسین، ۱۳۷۹، فراز و نشیب عقلانیت، بیجا، نوادر، ص ۴۸

[v] . برای مطالعه بیشتر درباره وجوه عقلانیت و ابعاد و وجوه آن ر.ک به راهی به رهایی، مقاله دین و عقلانیت، مصطفی ملکیان، ص ۲۶۵۲۶۸، تهران، نگاه معاصر، ۱۳۸۱

[vi] . کریمیان، همان، ص ۵۳

[vii] . ابوالحسنی، همان، ص ۱۲-۱۱

[viii] . همان

[ix] . سلطانزاده، منصور، ۱۳۸۴، جنبش دانشجویی ایران و رسالت‌ها، دفتر نشر معارف، ص ۹-۷

[x] . کریمیان، همان، ص ۱۳

[xi] . فاضلی، محمد، مدیریت فرهنگی دانشگاه‌ها از در سال‌های ۷۶ تا ۸۴، اداره کل امور فرهنگی وزارت علوم، تهران، ۱۳۸۴ و رجب زاده، احمد، کارکردهای جامعه پذیری تشکل‌های دانشجویی، دفتر مطالعات و برنامه ریزی وزارت علوم، تهران ۱۳۷۹


( ۳ )

نظر شما :